چمانچی
لغت نامه دهخدا
چمانچی. [چ َ ] ( اِ ) کوزه سرتنگ شکم فراخ پرشراب را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کوزه سرتنگ بزرگ شکم که در آن شراب کنند. ( رشیدی ) ( انجمن آرا ذیل چمانه ). تنگ شراب. ابریق شراب. صراحی. و رجوع به چمان شود.
جمله سازی با چمانچی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چمانچی با دقت و ظرافت بسیار زیاد، تمام فضای سبز ویلای مجلل را با انواع گلها و گیاهان زینتی بسیار زیبا بازسازی کرد.
💡 در آن باغ بزرگ و قدیمی، چمانچی با تجربه سالها کار، میدانست که هر گیاه در چه فصلی به چه میزان آبی نیاز دارد.
💡 اگر میخواهید حیاط خانه خود را همیشه سبز و مرتب باقی بمانید، بهتر است از خدمات یک چمانچی حرفهای و متخصص استفاده کنید.