چراغ بازگرفتن

لغت نامه دهخدا

چراغ بازگرفتن. [ چ َ / چ ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) چراغ برداشتن. چراغ را از محلی بیرون بردن. روشن بودن چراغ را مانع شدن. از روشن کردن یا روشن بودن چراغ مضایقت ورزیدن:
زمانه از شب تارم چراغ بازگرفت
پس از وفات من آورد و بر مزارم سوخت.کلیم ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

چراغ برداشتن ٠ چراغ را از محلی بیرون بردن ٠ روشن بودن چراغوا مانع شدن. از روشن کردن یا روشن بودن چراغ مضایقت ورزیدن.

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز