لغت نامه دهخدا
چارطاق افکن. [ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) کنایه از فراش باشد. ( آنندراج ):
فلک بر زمین چارطاق افکنش
زمین بر فلک چارنوبت زنش.نظامی ( از آنندراج ).|| فراش و بستر. ( ناظم الاطباء ).
چارطاق افکن. [ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) کنایه از فراش باشد. ( آنندراج ):
فلک بر زمین چارطاق افکنش
زمین بر فلک چارنوبت زنش.نظامی ( از آنندراج ).|| فراش و بستر. ( ناظم الاطباء ).
کنایه از فراش باشد. یا فراش و بستر.