پیوندگرفته

لغت نامه دهخدا

پیوندگرفته. [ پ َ / پ ِ وَ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نعت مفعولی از پیوند گرفتن. متصل شده. || ملتئم. جوش خورده: اتعاب؛ پیوندگرفته را بازشکستن. ( منتهی الارب ). || به هم پیوسته ( قطعات شکسته ظرف چینی یا بلور ).

فرهنگ عمید

پیوندیافته، به هم پیوسته.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- متصل شده. ۲- جوش خورده ( استخوان و مانند آن ) ملتئم: اتعاب پیوند گرفته را باز شکستن.۳- پیوند یافته ( درخت یانسوج حیوانی ). ۴- بهم پیوسته ( قطعات شکست. ظرف ). پیوند گری: ۱- پیوند کردن متصل کردن. ۲- ایجاد موافقت.

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز