پیداگر
مترادفها
کشفکننده
متضادها
پنهانکننده
فرهنگ عمید
آشکارکننده، ظاهرکننده.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ظاهر کننده آشکار کننده: یا پیدا کرده بود چندی حکم و این را محصوره خوانند و لفظ پیدا گر چندی را سور خوانند.
کشفکننده
پنهانکننده
آشکارکننده، ظاهرکننده.
( صفت ) ظاهر کننده آشکار کننده: یا پیدا کرده بود چندی حکم و این را محصوره خوانند و لفظ پیدا گر چندی را سور خوانند.