پوزش اوردن

مترادف‌ها

عذرخواهی کردن، پوزش طلبیدن

متضادها

گستاخی کردن، توهین کردن، رنجاندن

لغت نامه دهخدا

( پوزش آوردن ) پوزش آوردن. [ زِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) پوزش کردن:
ز گفتار او پوزش آورد پیش
بپیچید از آن بیهده رای خویش.فردوسی.ز دیدار تو شرم دارم همی
بدین کرده ها پوزش آرم همی.اسدی.رجوع به پوزش شود.

فرهنگ فارسی

( پوزش آوردن ) ( مصدر ) پوزش کردن

جمله سازی با پوزش اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پوزش آوردن از اشتباهات گذشته و پذیرش مسئولیت آن‌ها، گامی بسیار مهم در جهت بهبود روابط انسانی و بازگشت به آرامش روحی است.

💡 پوزش آوردن از سوی مدیران در صورت بروز خطا، می‌تواند اعتماد کارکنان را به مدیریت دوباره و بهبود فضای کاری بازگرداند.

💡 پوزش آوردن بدون انجام عمل اصلاحی، تنها یک حرکت ظاهری است که نمی‌تواند آسیب‌های عمیق وارده به روابط را جبران کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران