پهلو داشتن
مترادفها
جانب داشتن، طرفداری کردن
لغت نامه دهخدا
پهلو داشتن. [ پ َ ت َ ] ( مص مرکب ) نفع و فایده داشتن. نفع و فایده دادن بکسی. مفید بودن. خلاف بی پهلوئی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) سود داشتننفع داشتنمفید بودن مقابل بی پهلویی.
جانب داشتن، طرفداری کردن
پهلو داشتن. [ پ َ ت َ ] ( مص مرکب ) نفع و فایده داشتن. نفع و فایده دادن بکسی. مفید بودن. خلاف بی پهلوئی.
( مصدر ) سود داشتننفع داشتنمفید بودن مقابل بی پهلویی.