پنکوب تصویر معنی پنکوب لغت نامه دهخدا پنکوب. [ پ َ ] ( اِ ) آچار که از مغز جوز و شیر و جفرات سازند ترش بود و در لسان الشعرا بای اخیر نیز فارسی است. ( آنندراج ). رجوع به بتکوب شود. کلمات مرتبط پتلوپ تکوک بتکوب پنبه کردن کوک زدن