پندارنده
مترادفها
خیالپرداز، متخیّل، تصورکننده
متضادها
واقعبین
لغت نامه دهخدا
پندارنده. [ پ ِ رَ دَ / دِ ] ( نف ) خیال کننده. گمان برنده.
فرهنگ عمید
گمان برنده، خیال کننده.
فرهنگ فارسی
( اسم.پنداشتن ) گمان برنده خیال کننده.
خیالپرداز، متخیّل، تصورکننده
واقعبین
پندارنده. [ پ ِ رَ دَ / دِ ] ( نف ) خیال کننده. گمان برنده.
گمان برنده، خیال کننده.
( اسم.پنداشتن ) گمان برنده خیال کننده.