واژه «پفیدگی» به حالتی گفته میشود که در آن بخشی از بدن، یک شیء یا ماده بر اثر تجمع هوا، گاز، مایع یا عوامل دیگر، متورم، برجسته یا بزرگتر از حالت طبیعی خود شود. این واژه از «پفیدن» گرفته شده است و معمولاً برای توصیف ورم، بادکردگی یا افزایش حجم ظاهری چیزی به کار میرود. در مورد بدن انسان، پفیدگی بیشتر به حالتی اشاره دارد که صورت، پلکها، دستها یا سایر اندامها بر اثر خستگی، کمخوابی، بیماری، حساسیت یا تجمع مایعات، متورم و برجسته به نظر برسند. همچنین این واژه در مورد برخی مواد غذایی مانند نان، کیک یا خمیر نیز به کار میرود و نشاندهندهٔ افزایش حجم و نرم و سبک شدن آنها در اثر وجود هوا یا گاز است. در زبان فارسی، پفیدگی میتواند علاوه بر معنای ظاهری و جسمانی، به صورت مجازی نیز استفاده شود و گاهی برای بیان حالت غرور، خودبزرگبینی یا احساس برتری بیش از اندازه به کار رود؛ به این معنا که فرد به دلیل تعریف و تمجید یا موفقیت، دچار نوعی خودپسندی شده است. با این حال، معنای اصلی این واژه همان تورم، بادکردگی یا افزایش حجم ظاهری است که در اشیا، مواد یا اندامهای بدن دیده میشود. این واژه در زبان روزمره و همچنین در متون علمی و پزشکی کاربرد فراوانی دارد و مفهوم آن برای بیشتر فارسیزبانان روشن و آشنا است. بنابراین، «پفیدگی» به معنای بادکردگی، ورم یا افزایش حجم ظاهری یک چیز است و بسته به موقعیت، میتواند به صورت حقیقی یا مجازی مورد استفاده قرار گیرد.
پفیدگی
لغت نامه دهخدا
پفیدگی. [ پ ُ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی آنچه آماسیده و برآمده باشد. پف کردگی.
فرهنگ عمید
پف کردگی، حالت و چگونگی ورم کرده و آماسیده.