پفالو
مترادفها
گاومیش
لغت نامه دهخدا
پفالو. [ پ ُ ] ( ن مف مرکب ) پف آلود. در تداول خانگی آماس کرده و مائل بزردی و بیشتر در پشت چشم و روی مردم بکار رود. 4آماسیده روی. مُهَبَّل. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- باد کرده آماس کرده ورم کرده. ۲- آماسیده روی.
جمله سازی با پفالو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در مزارع وسیع آفریقا، گلههای بزرگ پفالو با قدرت بسیار زیاد در حال حرکت هستند و از خود در برابر شکارچیان دفاع بسیار سختی میکنند.
💡 بسیاری از مردم علاقه زیادی به مصرف گوشت پفالو دارند، زیرا این گوشت نسبت به گوشت گاو پروتئین بالاتر و چربی بسیار کمتری دارد.
💡 مشاهده رفتار وحشیانه و قدرتمند یک پفالو در طبیعت میتواند تجربهای بسیار هیجانانگیز اما در عین حال بسیار خطرناک برای گردشگران و عکاسان حیات وحش باشد.