پشماق

لغت نامه دهخدا

پشماق. [ پ َ ] ( ترکی، اِ ) کفش و این لفظ ترکی است:
کرده خون کشته هجران به یک ره پایمال
ور نمی داری مسلم رنگ پشماقش ببین.خواجو.و آنرا بشماق و باشماق نیز گویند.

فرهنگ معین

(پَ ) [ تر. ] (اِ. ) کفش، بشماق، باشماق.

ویکی واژه

کفش، بشماق، باشما

دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز