دردسر گرفتن

لغت نامه دهخدا

دردسر گرفتن. [ دَ دِ س َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) به صداع مبتلی شدن. ( ناظم الاطباء ):
صندل به خامه مال ز خوناب دل کلیم
کز حرف اشتیاق منش دردسر گرفت.کلیم ( از آنندراج ).

جمله سازی با دردسر گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 موضوعى كه در جنگ گاهى دردسر ايجاد مى كند و براى ساده انديشانتزلزل به وجود مى آورد و قدرت تصميم گرفتن را از آنها سلب مى نمايد و حتى ممكناست در مقابل جنگ وادار به جبهه گيرى و مخالفت كند، مساءله ((جنگ با مسلمان ها)) است.

💡 عنصرالمعالی در باب «اندر زن خواستن و شرایط آن» هدف از زن گرفتن را نه عشق و نه علاقه جنسی می‌داند (زیرا می‌توان برای این اهداف «کنیزکی» از بازار خرید؛ هم هزینه کمتری دارد و هم دردسر کمتری)؛ بلکه در نظر او، زن گرفتن در وهلهٔ نخست برای بچه‌دار شدن است.

💡 او برای گرفتن دختر مورد علاقه اش افسانه دخترخاله خودش ( زهره فکورصبور) دست به کارهای عجیبی می‌زند و در همین راه حمید و خانواده اش را به دردسر می‌اندازد.

💡 در سال ۱۲۷۰ لوئی نهم با نادیده گرفتن توصیهٔ مشاورانش دوباره به عرب‌ها در تونس و شمال آفریقا حمله کرد. او گرم‌ترین فصل سال را انتخاب کرد و در نتیجه سپاه او به‌خاطر بیماری‌های مختلف به دردسر افتاده و هلاک شدند. لوئی خودش هم مرد و تلاشش برای بازپس‌گیری سرزمین‌های مقدس ناکام ماند.

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز