پشلیدن

لغت نامه دهخدا

پشلیدن. [ پ َ ش َ دَ ] ( مص ) چسبیدن. دوسیدن. لصق. التصاق. لزق. التزاق:
که بی داور این داوری نگسلد
و بر بی گناه ایچ بد نپشلد.ابوشکور.و رجوع به بشلیدن شود.

فرهنگ عمید

= بشلیدن

همچنین یعنی چه؟
همچنین یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز