پشتوار
لغت نامه دهخدا
پشتوار. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) پشتیبان باشد. ( فرهنگ جهانگیری ). پشتدار. پشتوان. یاریگر:
نه مار را مدد و پشتوار موسی ساخت
نه لحظه لحظه زعین جفا وفا سازد.مولوی ( از فرهنگ جهانگیری ).
فرهنگ معین
(پُ ) (ص مر. ) پشتیبان، یاری کننده.
فرهنگ عمید
۱. پشتیبان، پشت وپناه.
۲. (اسم ) = پشتواره
فرهنگ فارسی
( صفت ) پشتیبان پشتوان یاریگر.
ویکی واژه
پشتیبان، یاری کننده.