پشت گوش اندازی

مترادف‌ها

بی‌توجهی کردن، نادیده گرفتن، اهمال کردن، غفلت کردن

متضادها

توجه کردن، اهمیت دادن، رو کردن

لغت نامه دهخدا

پشت گوش اندازی. [ پ ُ ت ِ اَ ] ( حامص مرکب ) سپوزکاری.

فرهنگ فارسی

اهمال کاری مماطله.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران