پریزه تصویر معنی پریزه مترادفها پرهیز، دوری، اجتناب، خودداری متضادها زیادهروی، ولع لغت نامه دهخدا پریزه. [ ] ( اِخ ) در چهارفرسخ و نیم غربی دشت است. ( فارسنامه خطی ناصری ). کلمات مرتبط هرمزخان هرتک غرگانه پلنگان قلعه پرگ