«پرماسش» واژهای فارسی است که از ترکیب دو جزء «پر» بهمعنای «بسیار، زیاد» و «ماسش» بهمعنای «مالش یا تماس» ساخته شده است. در نتیجه، «پرماسش» بهصورت تحتاللفظی به معنای «دارای تماس زیاد» یا «بسیار مالیدهشده» است. این واژه بیشتر در زبان علمی و فنی، بهویژه در حوزههای فیزیک، زیستشناسی یا پزشکی، برای توصیف حالتی بهکار میرود که در آن سطحی در اثر تماس یا اصطکاک مکرر دچار تغییر یا واکنش میشود. از نظر مفهومی، «پرماسش» میتواند به فرسایش سطح، سایش پوست، یا نواحی در تماس مداوم اشاره کند. در گفتار روزمره، این واژه کمتر رایج است اما از نظر ساخت واژگانی کاملاً فارسی و گویا محسوب میشود. کاربرد آن در متون علمی برای رساندن مفهوم تماس زیاد یا اصطکاک پیوسته، دقیق و مناسب است.
پرماسش
لغت نامه دهخدا
پرماسش. [ پ َ س ِ ] ( اِمص ) لمس. لامسه. ببساوش. بساوش. پرواس. جَس. و رجوع به پرماسیدن شود.
فرهنگ عمید
دست مالی، لمس.