پردازیدن
مترادفها
مشغول شدن، انجام دادن، فعالیت کردن
متضادها
دست کشیدن، پرهیز کردن، دوری کردن
فرهنگ عمید
= پرداختن
فرهنگ فارسی
( مصدر )( پردازیدپردازدخواهدپردازید بپرداز پردازنده پردازیده پردازش )
مشغول شدن، انجام دادن، فعالیت کردن
دست کشیدن، پرهیز کردن، دوری کردن
= پرداختن
( مصدر )( پردازیدپردازدخواهدپردازید بپرداز پردازنده پردازیده پردازش )