پرخوراک

مترادف‌ها

شکم‌پرست، حریص، پرخور

متضادها

کم‌خوراک

لغت نامه دهخدا

پرخوراک. [ پ ُ خوَرْ / خُرْ را ] ( ص مرکب ) پرخوار. مقابل کم خوراک. و رجوع به پرخوار و پرخور شود.

فرهنگ عمید

پرخور.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پر خور پر خوار مقابل کم خوراک.

جمله سازی با پرخوراک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او به دلیل اینکه از کودکی بسیار پرخوراک بوده است، اکنون باید برای حفظ سلامت خود و جلوگیری از بیماری‌های مرتبط با چاقی، رژیم غذایی بسیار سختگیرانه‌ای را دنبال کند.

💡 برخی از گونه‌های حیوانی در طبیعت بسیار پرخوراک هستند و برای بقای خود در محیط‌های سخت، روزانه مقدار بسیار زیادی از منابع غذایی موجود را مصرف می‌کنند.

💡 آن شخصیت در داستان بسیار پرخوراک توصیف شده بود، به طوری که پس از هر وعده غذایی، بلافاصله به دنبال خوردن میان‌وعده‌های اضافی و شیرینی‌های مختلف می‌گشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران