لغت نامه دهخدا
پایچال. ( اِ مرکب ) گوی باشد که بافندگان گاه بافندگی پای در آن آویزند. پاچال. ( برهان ). پاچاه. پاچامه.
پایچال. ( اِ مرکب ) گوی باشد که بافندگان گاه بافندگی پای در آن آویزند. پاچال. ( برهان ). پاچاه. پاچامه.
( اسم ) ۱- گودال زیر پای جولاهگانگودالی که نانوا بقال یا آشپز در آن میایستد و چیز میفروشد. ۳ - گودالی که شیر در آن جمع کنند و فروشند.
گوی باشند که بافندگان گاه بافندگی پای در آن آویزند پاچاه