پای جوش
متضادها
آرام شدن، سرد شدن
لغت نامه دهخدا
پای جوش. ( نف مرکب، اِ مرکب ) پاجوش. شولان و شاخ تر که از ریشه درختی روید.
فرهنگ فارسی
( اسم ) شولان و شاخ تر که از ریش. درخت روید پاجوش
پاجوش شولان و شاخ ترکه از ریشه درختی روید
جمله سازی با پای جوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در فرآیند اتصال قطعات فلزی در کارخانههای بزرگ صنعتی، استفاده از پای جوش مناسب میتواند کیفیت و استحکام نهایی ساختار را به طور چشمگیری افزایش دهد.
💡 مهندس متالورژی با بررسی دقیق محل پای جوش، متوجه شد که به دلیل دمای نامناسب، اتصال دچار ترکهای ریز و آسیبپذیری شدیدی شده است.
💡 برای جلوگیری از خوردگی در لولههای زیرزمینی، متخصصان باید دقت بسیار زیادی در اجرای پای جوش و پوششدهی کامل محل اتصال به خرج دهند.