پاچیده
مترادفها
پیچیده، ملتوی
متضادها
شکوفا، تازه، شاداب
لغت نامه دهخدا
پاچیده. [دَ / دِ ] ( ن مف ) در تداول عوام، پراکنده، پاشیده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) پراکنده پاشیده. ( پاچیله ) مصحف ( پاچیله )
در تداول عوام پراکنده پاشیده
پیچیده، ملتوی
شکوفا، تازه، شاداب
پاچیده. [دَ / دِ ] ( ن مف ) در تداول عوام، پراکنده، پاشیده.
( اسم ) پراکنده پاشیده. ( پاچیله ) مصحف ( پاچیله )
در تداول عوام پراکنده پاشیده