لغت نامه دهخدا
پاسوز. ( ن مف مرکب ) در تداول عامیانه. عاشق شیفته.
- پاسوز کسی شدن؛ زیان بردن بعلت دوستی و محبت با کسی.
پاسوز. ( ن مف مرکب ) در تداول عامیانه. عاشق شیفته.
- پاسوز کسی شدن؛ زیان بردن بعلت دوستی و محبت با کسی.
عاشق شیفته. یا پاسوز کسی شدن.زیان بردن بعلت دوستی و محبت با کسی.