اصطلاح «ونگ ونگ کردن» در فارسی به معنای ایجاد صدای نازک، تیز و کشیده است که معمولاً از گریه آرام، نقزدن یا ناله خفیف به گوش میرسد. این واژه اغلب برای توصیف گریه یا شکایت ریز و پیوسته بهکار میرود، بهخصوص در مورد کودکان خردسال که بدون دلیل مشخص یا از روی دلگیری و بیقراری، صدایی شبیه «وَنگ وَنگ» از خود درمیآورند. این اصطلاح حالت بیتابی، دلتنگی یا نارضایتی را توصیف میکند، نه گریه شدید. در گفتار محاورهای، گاهی برای بزرگسالان هم به شکل طنز یا سرزنشآمیز استفاده میشود، وقتی کسی مدام شکایت یا غرغر میکند. از نظر آوایی، واژه برگرفته از صدای طبیعی است و نامآوا محسوب میشود؛ یعنی صدای واقعی را تقلید میکند. این واژه بار احساسی دارد و معمولاً لحن منفی یا انتقادی را منتقل میکند، چون به نوعی بیصبری، نقزدن یا نازکگریه اشاره دارد. از نظر کاربرد، در زبان روزمره بسیار رایج است.
ونگ ونگ کردن
لغت نامه دهخدا
ونگ ونگ کردن. [ وَ وَ / وِ وِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ونگ زدن. رجوع به ونگ زدن شود. || آهسته و بریده بریده با صدایی پست شبیه به گریه و ناله حرف زدن.
فرهنگ معین
( ~. ~. کَ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) آهسته و جویده جویده، با صدایی پست شبیه به گریه و ناله حرف زدن.
فرهنگ فارسی
(مصدر ) آهسته و جویده جویده و باصدایی شبیه بگریه و ناله حرف زدن
ویکی واژه
(عا.)
آهسته و جویده جویده، با صدایی پست شبیه به گریه و ناله حرف زدن.