ولائم
مترادفها
ضیافت، میهمانی، مهمانی
لغت نامه دهخدا
ولائم. [ وَ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ ولیمة. ( اقرب الموارد ). رجوع به ولیمة شود.
فرهنگ عمید
= ولیمه
فرهنگ فارسی
جمع ولیمه.
ضیافت، میهمانی، مهمانی
ولائم. [ وَ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ ولیمة. ( اقرب الموارد ). رجوع به ولیمة شود.
= ولیمه
جمع ولیمه.