امائم
مترادفها
پیشوایان، امامان، رهبران
لغت نامه دهخدا
امائم. [ اَ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ اُمَیمَة. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به امیمة شود.
فرهنگ فارسی
جمع امیمه
جمله سازی با امائم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بحثهای کلامی پیرامون جایگاه و وظایف امائم در تاریخ تشیع، از موضوعات بسیار بنیادی و پربحث در دانش الهیات و فقه اسلامی است.
💡 در بسیاری از متون کلاسیک، ویژگیهای اخلاقی و علمی امائم به عنوان الگویی برای پیروی مسلمانان در مسیر هدایت و رستگاری معرفی شده است.
💡 نقش امائم در حفظ و ترویج آموزههای اصلی دین در طول قرون مختلف، از اهمیت بسیار زیادی در شکلگیری هویت مذهبی برخوردار است.