وخشیدن

مترادف‌ها

خشک شدن

لغت نامه دهخدا

وخشیدن. [ وَ دَ ] ( مص ) فروزان بودن. افروختن. تافتن. تابان بودن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

ویکی واژه

وَ vaxshidan
عطسه کردن

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران