وباله

مترادف‌ها

بلا، مصیبت، گرفتاری، رنج

متضادها

نعمت، خوشبختی، سعادت، سلامت

لغت نامه دهخدا

( وبالة ) وبالة. [ وَ ل َ ] ( ع مص ) ناگوارد و گران گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). || چراگاه ناگواردناک گردیدن زمین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به وبال شود.

فرهنگ فارسی

ناگوار دو گران گردین یا چراگاه ناگورا دناک گردیدن زمین

کلمات مرتبط