واکس خوردن
لغت نامه دهخدا
واکس خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) واکس خوردن کفش، با واکس براق و تابان شدن آن. رجوع به واکس شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) با واکس براق شدن ( کفش ).
واکس خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) واکس خوردن کفش، با واکس براق و تابان شدن آن. رجوع به واکس شود.
( مصدر ) با واکس براق شدن ( کفش ).