واعجباه
مترادفها
عجب، ای وای
لغت نامه دهخدا
واعجباه. [ ع َ ج َ ] ( ع صوت مرکب ) ( مرکب از «وا»ی ندبه + منادای مندوب ) ای عجب. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). شگفتا. عجبا.
جمله سازی با واعجباه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی دانشمند با مشاهدهی آن پدیدهی نجومی بسیار عجیب و نادر در پهنهی آسمان شب روبرو شد، با هیجان فریاد زد: واعجباه، که چگونه طبیعت چنین رازهای پنهانی را در خود جای داده است.
💡 او با دیدن آن تغییر ناگهانی در رفتار دوست قدیمیاش که کاملاً با شخصیت همیشگی او در تضاد بود، زیر لب گفت: واعجباه، که این جهان چقدر میتواند غیرقابل پیشبینی باشد.
💡 شاعر با دیدن زیبایی خیرهکنندهی منظرهی کوهستانی در هنگام غروب خورشید، با لحنی ادبی و پرشور نوشت: واعجباه، که این شکوه الهی چگونه میتواند روح انسان را به وجد بیاورد.