لغت نامه دهخدا
واطاقتا. [ ق َ ] ( ع صوت مرکب ) ( مرکب از «وا»ی ندبه + منادای مندوب ) وای: واطاقتا از حسرت متواتری که گرفتارش را نه در دل قراری ممکن و نه در دیده قراری متصور. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 442 ).
واطاقتا. [ ق َ ] ( ع صوت مرکب ) ( مرکب از «وا»ی ندبه + منادای مندوب ) وای: واطاقتا از حسرت متواتری که گرفتارش را نه در دل قراری ممکن و نه در دیده قراری متصور. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 442 ).
وای: واطاقتا از حسرت متواتری که گرفتارش را نه دردل قراری ممکن و نه دریده غزاری متصور.