واط

لغت نامه دهخدا

وأط. [ وَءْطْ ] ( ع مص ) زیارت کردن قوم. || برانگیخته شدن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || برانگیختن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

مره است برای واط یعنی یکمرتبه زیارت کردن قوم را یا جای بلند از زمین

تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز