واستادن
متضادها
ناشی بودن
لغت نامه دهخدا
واستادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عوام، ایستادن. بازایستادن. بر پای ماندن.
فرهنگ معین
(دَ ) (مص ل. ) (عا. ) ایستادن.
ویکی واژه
(عا.)
ایستادن.
ناشی بودن
واستادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عوام، ایستادن. بازایستادن. بر پای ماندن.
(دَ ) (مص ل. ) (عا. ) ایستادن.
(عا.)
ایستادن.