واپس ایستادن
مترادفها
عقبنشینی کردن، بازگشتن
متضادها
پیش رفتن
لغت نامه دهخدا
واپس ایستادن. [ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) پشت سر ایستادن. در عقب ایستادن. رجوع به واپس استادن و واپس استیدن شود.
فرهنگ فارسی
پشت سر ایستادن در عقب ایستادن
عقبنشینی کردن، بازگشتن
پیش رفتن
واپس ایستادن. [ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) پشت سر ایستادن. در عقب ایستادن. رجوع به واپس استادن و واپس استیدن شود.
پشت سر ایستادن در عقب ایستادن