وئیبه
مترادفها
حال و هوا، جو، حس
لغت نامه دهخدا
( وئیبة ) وئیبة. [ وَ ب َ ] ( ع ص ) دیگ دورتگ. ( از آنندراج ) ( از منتهی الارب ).
جمله سازی با وئیبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فضای این کافه و موسیقی ملایمی که در آن پخش میشود، وئیبه بسیار آرامشبخشی به محیط میبخشد که باعث میشود آدم بتواند ساعتها در آن بنشیند و مطالعه کند.
💡 او همیشه سعی میکند با لباسهای رنگارنگ و انرژی مثبت خود، وئیبه شادی را به دور و اطرافش منتقل کند تا همه اطرافیان احساس خوبی نسبت به محیط داشته باشند.
💡 وقتی به آن منطقه قدیمی رفتیم، وئیبه تاریخی و سنتی شهر کاملاً ملموس بود و انگار در دل زمانهای گذشته قدم میزدیم و با تاریخ آشنا میشدیم.