لغت نامه دهخدا
هکهک. [ هَُ هَُ ] ( اِ صوت )آواز گریه که در گلو باشد. ( انجمن آرا ):
صوفیا قرّابه از می هکهک گریه گشاد
گریه ٔخونین او در سجده گاه او ببین.امیرخسرو.رجوع به هق هق شود.
هکهک. [ هَُ هَُ ] ( اِ صوت )آواز گریه که در گلو باشد. ( انجمن آرا ):
صوفیا قرّابه از می هکهک گریه گشاد
گریه ٔخونین او در سجده گاه او ببین.امیرخسرو.رجوع به هق هق شود.
(هَ هَ ) (اِ. ) ۱ - سکسکه. ۲ - هق هق گریه.
۱. سکسکه.
۲. صدای گریه که در گلو افتد.
(اسم ) جستن گلو فواق.توضیح سکسکه
آواز گریه که در گلو باشد
سکسکه.
هق هق گریه.