لغت نامه دهخدا
هملک. [ ] ( اِخ ) قصبه ختلان است و مستقر پادشاه. شهری است به براکوه نهاده،بسیارمردم، با روستاهای بسیار. ( از حدود العالم ).
هملک. [ ] ( اِخ ) قصبه ختلان است و مستقر پادشاه. شهری است به براکوه نهاده،بسیارمردم، با روستاهای بسیار. ( از حدود العالم ).