هرزید
مترادفها
تلف کرد، هدر داد، ضایع کرد
لغت نامه دهخدا
هرزید. [ هََ ] ( اِ ) امداد و مدد. ( برهان ). برساخته دساتیر است. رجوع به فرهنگ دساتیر ص 274 شود.
تلف کرد، هدر داد، ضایع کرد
هرزید. [ هََ ] ( اِ ) امداد و مدد. ( برهان ). برساخته دساتیر است. رجوع به فرهنگ دساتیر ص 274 شود.