هرزید
مترادفها
تلف کرد، هدر داد، ضایع کرد
لغت نامه دهخدا
هرزید. [ هََ ] ( اِ ) امداد و مدد. ( برهان ). برساخته دساتیر است. رجوع به فرهنگ دساتیر ص 274 شود.
جمله سازی با هرزید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با تصمیمات اشتباه و بیپروا خود، تمام فرصتهای طلایی و سرمایهای که با سختی به دست آورده بود را در مدت کوتاهی هرزید.
💡 بسیاری از مردم معتقدند که اگر وقت خود را صرف یادگیری مهارتهای جدید نمیکرد، آن زمانهای ارزشمند را بیهوده و هرزید.
💡 او احساس پشیمانی عمیقی داشت زیرا میدانست که با بیتوجهی به توصیههای دوستانش، تمام استعدادهای خود را در مسیرهای نادرست هرزید.