لغت نامه دهخدا
نیرنود. ( اِ ) فکر و اندیشه. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). فکر و نظر است که اندیشه و نگریستن باشد یعنی یافتن چیزها به فکر و خیال. ( برهان قاطع ). از مجعولات دساتیر است. رجوع به فرهنگ دساتیر ص 272 شود.
نیرنود. ( اِ ) فکر و اندیشه. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). فکر و نظر است که اندیشه و نگریستن باشد یعنی یافتن چیزها به فکر و خیال. ( برهان قاطع ). از مجعولات دساتیر است. رجوع به فرهنگ دساتیر ص 272 شود.
فکر و اندیشه ٠ فکر و نظراست که اندیشه و نگریستن باشد یعنی یافتن چیزها به فکر و خیال ٠ از مجعولات دساتیر است ٠
💡 طبع نیر هوس نکته سرائیها داشت دید گوش شنوا نیست ز گفتار افتاد
💡 آنکه نگذشتهست بر نیران دوست کی گذر دارد سوی بستان دوست
💡 زرنگ رنگ عذاب وز گونه گونه عتاب خدای بهر تو بنموده نقد نیران را
💡 پای نگارین مکش ز دیده نیر کز همه بیمهریست و از تو کرامت
💡 ایکه تیر مژه بر سینه زدی نیر را با حذر باش که بر کشور دل خون افتاد