هدیه اوردن

مترادف‌ها

بخشیدن، دادن، هدیه دادن

متضادها

گرفتن، دریافت کردن

لغت نامه دهخدا

( هدیه آوردن ) هدیه آوردن. [ هََ دْ / هَِ دْ ی َ / ی ِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) پیشکشی آوردن. چیزی را به رسم پیشکش به نزد بزرگی بردن: پیش آمد و خدمت کرد و بسیار نثار و هدیه آورده بود. ( تاریخ بیهقی ). به هرات آمد و فراوان مال و هدیه آورد. ( تاریخ بیهقی ).
تا مرا بوبکر نام، از شهرتان
هدیه نارید ای رمیده امتان.مولوی.شمع و حلوا و یکی جامه لطیف
هدیه آورد و بیامد شب الیف.مولوی.رج__وع به هدیه شود.

فرهنگ فارسی

( هدیه آوردن ) (مصدر ) چیزی را برسم پیشکش تقدیم کردن تحفه آوردن: (( شمع وحلواویکی جامه لطیف هدیه آورد وبیامد شب الیف. ) ) (مثنوی ) ((تا مرا بوبکر نام ازشهرتان هدیه ناریدای رمیدهامتان. ) ) (مثنوی )

جمله سازی با هدیه اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او همیشه عادت دارد برای مراسم‌های خاص، یک هدیه بسیار زیبا و باکیفیت برای دوستان صمیمی‌اش هدیه اوردن یا انتخاب کردن را اولویت قرار دهد.

💡 وقتی مهمان‌ها به خانه آمدند، او با لبخندی گرم شروع به هدیه اوردن و تقدیم کردن بسته‌های کوچک و شیرین به همه مهمان‌ها کرد.

💡 بسیاری از مردم فکر می‌کنند که هدیه اوردن برای دیگران فقط یک وظیفه اجتماعی است، اما در واقع این کار ابراز محبت عمیق است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران