هادف
مترادفها
هدفمند، مقصود، معین، مشخص
متضادها
بیهدف
لغت نامه دهخدا
هادف. [ دِ ] ( ع ص ) درآینده. || مرد غریب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به هدف و هادفة شود.
فرهنگ فارسی
در آینده.
هدفمند، مقصود، معین، مشخص
بیهدف
هادف. [ دِ ] ( ع ص ) درآینده. || مرد غریب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به هدف و هادفة شود.
در آینده.