نیکومردی
مترادفها
جوانمردی، مردانگی، شجاعت
متضادها
نامردی، بزدلی، بدکرداری
لغت نامه دهخدا
نیکومردی.[ م َ ] ( حامص مرکب ) نیک مردی. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
خوش ذاتی نیکو کاری.
جمله سازی با نیکومردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در آخرین لحظات زندگی خود با حفظ عزت نفس و با الگویی از نیکومردی، بر فراز کوهها از دنیا رفت که باعث احترام همگان شد.
💡 در داستانهای حماسی قدیمی، قهرمانان همواره تلاش میکردند تا با انجام کارهای بزرگ و نشان دادن نیکومردی، نام خود را در تاریخ جاودانه کنند.
💡 نیکومردی و شجاعت در مقابله با ظلم، ویژگیهایی است که باعث میشود شخصیتهای تاریخی در حافظه جمعی ملتها به عنوان الگو باقی بمانند.