نیک گویی
مترادفها
خوشگویی
متضادها
بد گویی، نکوهش
لغت نامه دهخدا
نیک گویی. ( حامص مرکب ) زبان آوری. فصاحت. ( فرهنگ فارسی معین ). || درباره دیگران سخن نیکو گفتن. ( فرهنگ فارسی معین ). مقابل بدگویی.
فرهنگ فارسی
۱ - دربار. دیگران سخن نیگو گفتن. ۲ - زبان آوری فصاحت.
جمله سازی با نیک گویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خسرو چو به نیک گویی تست یاد آر او را به گفت بدگوی