نیکو معاشی
متضادها
بدمعاشی، فقر، تنگدستی
لغت نامه دهخدا
نیکومعاشی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) نیک معاشی. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
۱ - زندگای مرفه داشتن. ۲ - خوش گذرانی.
بدمعاشی، فقر، تنگدستی
نیکومعاشی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) نیک معاشی. ( فرهنگ فارسی معین ).
۱ - زندگای مرفه داشتن. ۲ - خوش گذرانی.