نوخیدن

لغت نامه دهخدا

نوخیدن. [ ن َ / نُو دَ ] ( مص ) گریه کردن. زاری نمودن ( ؟ ). ( ناظم الاطباء ). رجوع به فرهنگ شعوری ج 2 ص 409 شود.

جمله سازی با نوخیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کشاورزان با دقت بسیار زیاد شروع به نوخیدن علف‌های تازه در مراتع سرسبز کوهستان کردند تا آذوقه‌ای برای دام‌های خود در فصل زمستان فراهم کنند.

💡 فرآیند نوخیدن علف‌های صحرایی برای تهیه یونجه باکیفیت مستلزم انتخاب زمان مناسب در فصل بهار است تا بیشترین میزان پروتئین در گیاهان حفظ شود.

💡 گله‌های بزرگ گاو و گوسفند در دشت‌های وسیع مشغول نوخیدن پوشش گیاهی هستند که باعث رشد مجدد گیاهان و حفظ سلامت اکوسیستم منطقه می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران