واژه «نوباریدن» در متون لغوی فارسی بهعنوان مصدر منفی و در تقابل با «اوباریدن» به کار رفته است و معنای آن بر «فرو نبردن»، «بلع نکردن» یا «از حلق پایین ندادن» دلالت دارد. در حالی که «اوباریدن» به معنای بلعیدن و فرو بردن چیزی از طریق حلق است، «نوباریدن» دقیقاً حالت امتناع یا ناتوانی از انجام این عمل را بیان میکند. این واژه از نظر ساختاری با افزودن پیشوند نفی «نـ» به فعل پایه ساخته شده و در نتیجه معنای آن به صورت سلبی شکل گرفته است. در کاربردهای زبانی، «نوباریدن» میتواند هم به حالت فیزیکی اشاره داشته باشد، مانند زمانی که فرد قادر به بلع غذا یا مایع نیست، و هم بهصورت استعاری برای بیان نپذیرفتن یا رد کردن چیزی به کار رود. از این منظر، این واژه علاوه بر معنای جسمانی، ظرفیت انتقال مفاهیم ذهنی و روانی را نیز دارد. در متون کهن، چنین افعالی بیشتر در بافتهای توصیفی یا پزشکی سنتی دیده میشوند که به حالات بدن و کارکردهای آن اشاره دارند. همچنین ممکن است در ادبیات، برای بیان امتناع درونی یا نپذیرفتن امری ناخوشایند بهصورت تمثیلی استفاده شود. امروزه این واژه در زبان فارسی رایج نیست و بیشتر ارزش لغوی و تاریخی دارد. با این حال، بررسی آن نشاندهنده شیوههای ساخت واژه در فارسی و کاربرد پیشوندهای نفی در تغییر معنا است. در مجموع، «نوباریدن» به معنای فرو نبردن یا بلع نکردن است که در برابر «اوباریدن» قرار میگیرد و بیشتر در متون کهن و تخصصی دیده میشود.
نوباریدن
لغت نامه دهخدا
نوباریدن. [ ن َ / نُو دَ ] ( مص منفی ) نیوباریدن. نه اوباریدن. مقابل اوباریدن. رجوع به اوباریدن شود.