ننباردن

مترادف‌ها

کاشته نشدن

متضادها

کاشتن، نشاندن

لغت نامه دهخدا

ننباردن. [ نَم ْ دَ ] ( مص منفی ) نینباردن. ناانباردن. مقابل انباردن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به انباردن شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران