نمازخانۀ
مترادفها
مصلای، عبادتگاه، محراب
فرهنگستان زبان و ادب
{chapel} [باستان شناسی] در کلیساهای جامع و برخی کلیساهای بزرگ، مکانی خصوصی یا نیایشگاهی کوچک برخوردار از یک بَرواره یا محراب، به صورت اتاقی در داخل کلیسا یا گاه به صورت بخشی الحاقی به آن
{chapel , oratory, chapelry} [باستان شناسی] 1. بنای مذهبی مستقل کوچک تر از کلیسا و دارای یک شبستان 2. مکانی ویژۀ عبادت در بعضی از اماکن عمومی نظیر بیمارستان ها، در دین مسیحی
جمله سازی با نمازخانۀ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در طبقه اول این مرکز تجاری بزرگ، یک نمازخانۀ بسیار تمیز و دنج برای استفاده مراجعین و کارکنان فراهم شده است.
💡 مسافران در طول مسیر طولانی خود، از نمازخانۀ کوچک موجود در ایستگاه اتوبان برای انجام فرائض مذهبی خود استفاده کردند.
💡 طراحی مدرن و آرامشبخش این نمازخانۀ کوچک، باعث شده است که فضای بسیار معنوی و خلوتی برای عبادت ایجاد شود.