نقل افتادن
متضادها
ثابت ماندن، مستقر شدن
لغت نامه دهخدا
نقل افتادن. [ ن َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) منتقل شدن: می گویند که در هندوستان چنین کتابی است،می خواهیم که بدین دیار نقل افتد. ( کلیله و دمنه ).
فرهنگ فارسی
منتقل شدن: می گویند که در هندوستان چنین کتابی است میخواهیم که بدین دیار نقل افتد.
جمله سازی با نقل افتادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون قدیمی و کتابهای تاریخ، همواره نقل افتاده است که پادشاهان بزرگ با سیاست و تدبیر فراوان توانستند امپراتوریهای گستردهای را بنا نهند.
💡 مفسران مختلف در تفسیر این آیات، روایتهای گوناگونی را برای تبیین معنای دقیق کلمات از منابع مختلف تاریخی نقل کردهاند تا حقیقت را بیابند.
💡 هر آنچه از حوادث سالهای گذشته نقل افتاده است، نشان میدهد که مردم در آن دوران با سختیهای بسیار زیادی برای بقا مبارزه میکردند.